تبلیغات
خاطرات چت روم رویال - مدیریت - مهسان

چت روم رویال

چت روم رویال

چت

چت روم

چت رویال

خاطرات

خاطرات رویال

خاطره

چت روم رویال


شارژ ایرانسل

فال حافظ

دفتر چه ای از خاطرات - خاطرات بچه های چت روم رویال

جمعه 7 مهر 1391

مدیریت - مهسان

کلمات کلیدی : چت , چت روم , رویال چت , چت روم رویال , خاطرات , رویال , خاطرات رویال چت , دفتر خاطرات رویال , دفتر خاطره , سوتی , رویالی ها ,


عنوان خاطره:  مدیریت
فرستنده خاطره : مهسان

سلام!
همیشه خاطرها خوب نیس ما تو این یه سال خیلی چیزا تو روم دیدم یه بار برا فوت مادر یکی از بچه ها گریه کردیم یا ی برا موفیقت یکی دیگه از بچه ها جشن گرفتیم تولدو عروسی وسربازی ها هم جای خودشونو داره 

ولی خاطره ای که میگم مال وقتی که علی رفت مسافرت وموقتا بنده شدم جانشین ایشون !

آقا چشتون روز بعد نبینه تو هر 15 روزی که نسشتم پای نتم به صداقت بگم هر روز اشک ریختم از دست ناظرا, کاربرا ,حمله ها, وااااااااااااااااااااااااااای چه کابوسی بود

خداییش ی سری از ناظرا واقعا پشتم بودن وکمکم کردن ولی بعضی ها جا خالی دادن وتو اون موقعیت بامن قهر کردن!
به هر حال روم دستم امانت بود ویه نامردی پیدا شده بود که..
 هر شب ادعای هک رومو میکرد منم بی تجربه بودم وخیلی ناوارد ولی تا جایی ممکن با بچه ها جلوش وایسادیم تا علی اومد سیستم امنیتی رو ارتقا داد و شر مزاحما رو کم کرد  و  پوز این ... به خاک مالید

اما من تو این 15 روز دستگیرم شد مدیریت کار هر کسی نیس وبرزانده خودشه واینم بگم وقتی بعد از چند روز داشتم رومو تحویل علی می دادم از خوشحالی ودلگرمی که علی اومد بود آنچنان گریه ای کردم که همه خونوادم ریختن تواتاق وبا تعجب (وبعضی هاشون با نفرت) نسبت به کار من داشتن منو نیگا میکردن برا اونا مسخره بود که من دارم گریه میکنم 
ولی من می دونستم چی کشیدم وعلی چی میکشیده وخواهد کشید اینا درد من بود که همه بی خبر بودن ازش!!!
تو اونروزا به خودم قول دادم که من دیگه غلط بکنم خ مدیر برم بعد این وای نمی دونین چه افتضاحیه پنل مدیریت :d


*****
به امید پیروزی وبهروزی همه ی شما در تمامی مراحل به خصوص مدیریت روم علی