تبلیغات
خاطرات چت روم رویال - تنها در خلوت - هانی

چت روم رویال

چت روم رویال

چت

چت روم

چت رویال

خاطرات

خاطرات رویال

خاطره

چت روم رویال


شارژ ایرانسل

فال حافظ

دفتر چه ای از خاطرات - خاطرات بچه های چت روم رویال

جمعه 7 مهر 1391

تنها در خلوت - هانی

کلمات کلیدی : چت , چت روم , رویال چت , چت روم رویال , خاطرات , رویال , خاطرات رویال چت , دفتر خاطرات رویال , دفتر خاطره , سوتی , رویالی ها ,


چندشب پیش تو روم بودم
علی اتاق بحث آزاد رو قفل کرده بود
به خاطر همینم بچه ها رفته بودن اتاق مسابقه ی هفتگی اونجا جمع شده بودن.
 علی اومد خصوصیم که برو به بچه ها بگو که این اتاق واسه تجمع نیست بیاید بیرون تا اینم مثل بحث ازاد قفل نشده!
منم رفتم بهشون گفتم اما انگار نه انگار...
نمیگفتن تو به در رومی یا دیوار روم!
یعنی اصلا توجه نکردن.
یهو دیدم ...
علی همه شونو فرستاد بالا
حتی من یه لحظه اسم خودمو تو قصر رویال دیدم
فکر کردم منم مثل بقیه شوت شدم تو قصر رویال
ولی دیدم تو عمومی هیچکس هیچی نمیگه
هی داشتم مینوشتم : "چرا هیچکس حرف نمیزنهههههههههه؟؟
چرا همه ساکتـــــــــــــــــــن؟؟
43 نفریم یعنی 43 تاتونم زیرابید؟؟؟!!!!"
خب 43 نفر تو روم باشن و هیچکس تو عمومی حرفی نزنه ،، خب خیلی تعجب داره دیگه!
بعد همون موقع تو خصوصی از باحال پرسیدم:
پویا چرا عمومی این شکلی شده؟
فقط مال من اینجوریه یا مال شما هم همین شکلیه؟؟!
باحال: چه شکلیه مگه؟
من: چرا هیشکی هیچی نمیگه؟
باحال: خب شتر ! تو الان تو اتاق مسابقه ای!!!
(وااااای خیلی ضایع بود خدایی)
باحال: هانی خیلی خنگی بیا بالا. خرجش زیاده تا به کسی نگم خیلی باید زیاد التماسم کنی.

خلاصه من کلی این بچه پرو رو التماسش کردم این کارمو جایی نگهبا شکلکای گریه میگفتم توروخدا به بچه ها نگو ...
اما الان دیگه گفتم بیخیال بذار بنویسم اینم یه خاطره س دیگه